ماجرای طنز دو دیوانه !
فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در
کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و
به زیر آب فرو رفت.
هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.
ادامه نوشته
هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 20:29 توسط محمد جامی
|
مسئولین
یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی میکند و
تاکنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد
او فرستادند.
روزی
مردی پسر کوچکش را به بازار فرستاد تا.................... بقیه داستان در ادامه مطلب
من دانش آموزی هستم که در یکی از مدارس مرزهای شرقی ایران مشغول به تحصیل هستم وهدف از ایجاد این وبلاگ این است که به همه ی ابرقدرت ها دنیا ثابت کنم که ایرانی می توانداگر اراده کند و همیشه سربلند خواهد بود ونام ایران و اسلام در جهان طنین انداز خواهد شدو از همه ایرانی های عزیز و دوست داشتنی می خواهم که مرا دراین وبلاگ یاری نمایند. التماس دعا کوچک شما محمد جامی